آهــــــو خـــانـــوم

 

بنده عشقم

فاش می‌گویم و از گفته خود دلشادم

بنده عشقم و از هر دو جهان آزادم

طایر گلشن قدسم چه دهم شرح فراق

که در این دامگه حادثه چون افتادم

من ملک بودم و فردوس برین جایم بود

آدم آورد در این دیر خراب آبادم

سایه طوبی و دلجویی حور و لب حوض

به هوای سر کوی تو برفت از یادم

نیست بر لوح دلم جز الف قامت دوست

چه کنم حرف دگر یاد نداد استادم

کوکب بخت مرا هیچ منجم نشناخت

یا رب از مادر گیتی به چه طالع زادم

تا شدم حلقه به گوش در میخانه عشق

هر دم آید غمی از نو به مبارک بادم

می خورد خون دلم مردمک دیده سزاست

که چرا دل به جگرگوشه مردم دادم

پاک کن چهره حافظ به سر زلف ز اشک

ور نه این سیل دمادم ببرد بنیادم

پيام هاي ديگران ()        PermaLink;        یکشنبه ۱۸ بهمن ،۱۳۸۸ - ahoo

عشق من عاشقم باش

تو غربتی که سرده
تمام روز و شبهاش
غریبه از من و ما
عشق من عاشقم باش
عشق من عاشقم باش
که تن به شب نبازم
با غربت من بساز
تا با خودم بسازم
عشق من عاشقم باش
تو خواب عاشقا رو
تعبیر تازه کردی
کهنه حدیث عشق رو
تفسیر تازه کردی
گفتی که از تو گفتن
یعنی نفس کشیدن
از خود گذشتن من
یعنی به تو رسیدن
قلبمو عادت بده
به عاشقانه مردن
از عشق زنده بودن
از عشق جون سپردن
عشق من عاشقم باش
وقتی که هق هق عشق
ضجه ی احتیاجه
سر جنون سلامت
که بهترین علاجه
عشق من عاشقم باش
اگر چه مهلتی نیست
برای با تو بودن
اگر چه فرصتی نیست
عشق من عاشقم باش
نذار بیفتم از پا
بمون با من که بی تو
نمی رسم به فردا
عشق من عاشقم باش

ایرج جنتی عطایی

پيام هاي ديگران ()        PermaLink;        چهارشنبه ۱٤ بهمن ،۱۳۸۸ - ahoo

یاور همیشه مؤمن

ای به داد من رسیده
 تو روزای خود شکستن
 ای چراغ مهربونی
 تو شبای وحشت من
 ای تبلور حقیقت
توی لحظه های تردید
 تو منو از شب گرفتی
 تو منو دادی به خورشید
 اگه باشی یا نباشی
برای من تکیه گاهی
 برای من که غریبم
تو رفیقی جون پناهی
 ناجی عاطفه ی من
 شعرم از تو جون گرفته
 رگ خشک بودن من
 از تن تو خون گرفته
 اگه مدیون تو باشم
 اگه از تو باشه جونم
 قدر اون لحظه نداره
 که منو دادی نشونم
 وقتی شب ، شب سفر بود
 توی کوچه های وحشت
وقت هر سایه کسی بود
 واسه بردنم به ظلمت
 وقتی هر ثانیه ی شب
 تپش هراس من بود
 وقتی زخم خنجر دوست
 بهترین لباس من بود
 تو با دست مهربونی
 به تنم مرهم کشیدی
 برام از روشنی گفتی
 پرده ی شبو دریدی
 یاور همیشه مؤمن
 تو برو سفر سلامت
 غم من نخور که دوری
 برای من شده عادت

 ای طلوع اولین دوست
 ای رفیق آخر من
 به سلامت ، سفرت خوش
 ای یگانه یاور من
 مقصدت هر جا که باشه
هر جای دنیا که باشی
 اونور مرز شقایق
 پشت لحظه ها که باشی
خاطرت باشه که قلبت
سپر بلای من بود
 تنها دست تو رفیق
 دست بی ریای من بود

 

 

ایرج جنتی عطایی

پيام هاي ديگران ()        PermaLink;        چهارشنبه ٧ بهمن ،۱۳۸۸ - ahoo

غرامت

آنکه هلاک من همی خواهد و من سلامتش

هر چه کند ز شاهدی کس نکند ملامتش

باغ تفرجست وبس،میوه  نمی دهد به کس

جز به  نظر نمیرسد سیب  درخت  قامتش

کاش که  در قیامتش، بار دگـر  بدیدمی

کانچه گناه او  بُود، من  بِکشم  غرامتش

سعدی

پيام هاي ديگران ()        PermaLink;        دوشنبه ٥ بهمن ،۱۳۸۸ - ahoo

هم غصه

بیا لب وا کنیم هم غصه ی من
 بیا بیدار کنیم خوابیده ها رو
 بیا آشتی بدیم با قصه هامون
 تمام دستای از هم جدا رو
بیا گلخونه کن ویرونه ها رو
 که قمری جای زاغا رو بگیره
 نمی خوام گلدون مادربزرگم
رو طاقچه از بوی غربت بمیره
 قفلای خونی صندوقچه ی ما
 هزارون ساله گم کرده کلیده
بیا با قلبامون رستم بسازیم
 که اون که دشمنه ، دیو سفیده
 بیا قفل و کلید رو مهربون کن
 که سخته سوت و کور خونه هامون
 بیا با دستای هم پل ببندیم
 که رد شه قاصد از رودخونه هامون
 اگه شب مثل زندون تنگ و تاره
کلید صبحمون تو دستای ماست
 اگه امشب ، شب مرگ ستاره ست
چراغ راهمون خورشید فرداست

 ایرج جنتی عطایی

پيام هاي ديگران ()        PermaLink;        جمعه ٢ بهمن ،۱۳۸۸ - ahoo

معنای عشق

 

عشق به شکل پرواز پرنده س
 عشق ،‌ خواب یه آهوی رمنده س
 من ، زائری تشنه ، زیر باران
عشق ،‌ چشمه آبی اما کشنده س
 من ، می میرم از این آب مسموم
 اما اونکه مرده از عشق ، تا قیامت ،‌ هر لحظه زنده س
 من ، می میرم از این آب مسموم
 مرگ عاشق عین بودن ،‌اوج پرواز یه پرنده س
 تو که معنای عشقی به من معنا بده ای یار
 دروغ این صدا را به گور قصه ها بسپار
 صدا کن اسممو از عمق شب از نقب دیوار
برای زنده بودن ، دلیل آخرینم باش
 منم من بذر فریاد ، خاک خوب سرزمینم باش
طلوع صادق عصیان من ، بیداری ام باش
عشق ،‌ گذشتن از مرز وجوده
مرگ ، آغاز راه قصه بوده
 من ،‌ راهی شدم نگو که زوده
اون کسی که سر سپرده مثل ما عاشق نبوده
من راهی شدم نگو که زوده
اما اونکه عاشقونه جون سپرده هرگز نمرده

 اردلان سرفراز

پيام هاي ديگران ()        PermaLink;        سه‌شنبه ٢٩ دی ،۱۳۸۸ - ahoo

با من از ایران بگو

یاور از ره رسیده با من از ایران بگو
 از فلات غوطه در خون بسیاران بگو
 باد شبگرد سخن چین ، پشت گوش پرده هاست
 تا جهان آگه شود ، بی پرده از یاران بگو
شب سیاهی می زند بر خانه های سوکوار
 از چراغ روشن اشک سیه پوشان بگو
 پرسه ی یأس است در آواز این پیتارگان
 از زمین ، از زندگی ، از عشق ، از ایمان بگو
 سوختم ، آتش گرفتم از رفیق نارفیق
 از غریبه ، آشنا ، یاران هم پیمان بگو
 ضجه ی نام آواران زخمی به خاموشی نزد
 از خروش نعره ی انبوه گمنامان بگو
 قصه های قهرمانان قهر ویرانگر نداشت
 از غم و خشم جهان ساز تهی دستان بگو
 با زمستانی که می تازد به قتل عام باغ
از گل خشمی که می روید در این گلدان بگو

ایرج جنتی عطایی

پيام هاي ديگران ()        PermaLink;        شنبه ٢٦ دی ،۱۳۸۸ - ahoo

مولای سبز پوش

مولای سبز پوش ای اعتبار عشق
 شاعر تر از بهار ، ای تک سوار عشق
 در اشکریز باغ ، وقتی که گل شکست
 وقتی که آفتاب در من به شب نشست
نام عزیز تو فریاد باغ بود
 یاد تو در کسوف ، تنها چراغ بود
 شب بی دریغ بود ، من تلخ و نا امید
تو می رسیدی و خورشید می رسید
 وقتی پرنده ها دلتنگ می شدند ، دلتنگ می شدی
وقتی شکوفه ها بی رنگ می شدند ، بی رنگ می شدی
 وقتی که عاشقی از عشق می سرود ، لبخند می شدی
 وقتی ترانه ای از کوچه می گذشت ، خرسند می شدی
 اعجاز تو به من جانی دوباره داد
 مولای سبز پوش یادت به خیر باد
 من مثل یک درخت ، تنها و سوگوار
 در فصل برف و یخ ، مایوس از بهار
 تو آمدی و باز ، پیدا شد آفتاب
 شولای برفی ام ، شد قطره قطره آب
 ای قصه گوی عشق
 ای یار ، ای عزیز
ای آبروی عشق
اعجاز تو به من نامی دوباره داد
 مولای سبز پوش ، یادت به خیر باد
 مولای عاطفه
 هم قلب تو اگر عاشق نبوده ام
 جز با تو این چنین
 با قلب خویش هم ، صادق نبوده ام
 من مثل یک درخت
گل پوش می شوم
 در بطن هر بهار
 تا یک درخت سبز
 از تو به یادگار
 باشد در این دیار
 مولای سبز پوش ، یادت به خیر باد

ایرج جنتی عطایی

پيام هاي ديگران ()        PermaLink;        چهارشنبه ٢۳ دی ،۱۳۸۸ - ahoo

قافله عمر

این قافله عمر عجب میگذرد

دریاب دمی که با طرب میگذرد

ساقی غم فردای حریفان چه خوری

پیش آر پیاله را که شب میگذرد

خیام

 

پيام هاي ديگران ()        PermaLink;        شنبه ۱٩ دی ،۱۳۸۸ - ahoo

مجلس عمر

یاران موافق همه از دست شدند

در پای اجل یکان یکان پست شدند

خوردیم ز یک شراب در مجلس عمر

دوری دو سه پیشتر ز ما مست شدند

خیام

پيام هاي ديگران ()        PermaLink;        چهارشنبه ۱٦ دی ،۱۳۸۸ - ahoo

/p>